السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1335

تعليقات نقض ( فارسى )

عذرخواهى آورد در آنكه تقدّم نمائى بر كسى كه از تو داناتر است ، و از تو قرابتش برسول خدا بيشتر است ، و بتأويل كتاب خدا و سنّت پيغمبر داناتر است ؟ و رسول خدا او را مقدّم داشت در حيات خود ، و وصيّت كرد به او نزد وفات خود ، پس گفتهء او را طرح كرديد و وصيّت او را فراموش كرده انگاشتيد ، و وعدهء او را خلف كرديد و عهد او را شكستيد ، و عقد امارت اسامه را كه رسول خدا او را بر شما امير كرد كه شما را از مدينه بيرون برد كه اين فتنه را نكنيد و بر امّت ظاهر شود كه در هيچ امر متابعت او نكرديد برهم زديد ، و در اين زودى عمرت به آخر خواهد رسيد ، و با اين و زر عظيم بقبر خواهى رفت ، تا زود است توبه كن و اين و بال عظيم را بآخرت مبر ، بتحقيق آنچه ما در حقّ على شنيديم تو هم شنيدى ، و آنچه ما ديديم تو نيز ديدى ، و اينها ترا مانع نشد از آنكه چنين امر عظيمى را به گردن گرفتى ! پس أبوذر برخاست و گفت : اى گروه قريش عجب قباحتى كرديد و دست از قرابت رسول برداشتيد و جماعت بسيارى از عرب به اين سبب مرتدّ خواهند شد و در اين دين شكّ خواهند كرد و اگر أمر را بر اهل بيت پيغمبر خود ميگذاشتيد اختلاف در ميان شما بهم نميرسيد اكنون كه چنين كرديد هر كه زورى بهمرساند خلافت را متصرّف خواهد شد ، و خونهاى بسيار در طلب خلافت ريخته خواهد شد ، و ميدانيد و همهء نيكان شما ميدانند كه حضرت رسول ( ص ) فرمود كه : خلافت بعد از من از على است ، پس از براى دو پسرم حسن و حسين ، پس از براى طاهران از ذرّيّت من ، پس طرح كرديد گفتهء پيغمبر خود را و آخرت باقى را بدنياى فانى فروختيد ، و سنّت امتّهاى گذشته را متابعت كرديد كه بعد از پيغمبران خود كافر شدند و به زودى و بال كار خود را خواهيد چشيد ، و جزاى اعمال خود را خواهيد ديد ، و خدا ستم كننده نيست بر بندگان خود . پس مقداد برخاست و او را نصيحت بسيار كرد و گفت : ميدانى كه بيعت على در گردن تست ، و حضرت رسول ( ص ) ترا و عمر را در زير علم اسامه كه آزاد كردهء حضرت رسول ( ص ) و امير بود داخل كرد و او را بر شماها امير كرد ، و اين خيال